السيد الخميني
18
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
خراب كرد و من هم رفتم سراغ كارم ، ملت دستش باز و با مشت محكم حفظ بكند اسلام را . روحانى ، بازارى ، كارگر ، كشاورز ، كارمند ، قواى مسلح ، همه بايد حال آمادهباش داشته باشند . ما اگر حالا در بين راه كه هستيم و اين همه توطئه الآن هست ، اگر فراموش كنيم نهضت را ، اگر فراموش كنيم انقلاب را و برويم سراغ كارمان ، هر كدام برويم سراغ شغلى كه داريم و حاضر نباشيم در صحنهء سياست ، و خودمان را مجهز نكنيم براى حفظ اين مملكت اسلامى و حفظ اسلام ، خداى نخواسته يكوقت به كارهاى بد خواهد رسيد . و ممكن است كه البته نمىتوانند ان شاء اللَّه كه كارى انجام بدهند ، لكن تأخير مىتوانند بيندازند . شما ببينيد كه الآن هر كارى كه مىخواست در اين مملكت انجام بگيرد ، يك جبهههايى در مقابلش ايستاد كه نگذارد ، شلوغكارى كردند لكن نتوانستند . من نمىگويم كه مىتوانند ، نمىتوانند . اگر اين فانتومها هم بلند شده بود كه اينها مىخواستند چه بكنند ، پدر اينها را در مىآوردند . خوف از ناتوانى روحانيت در ايفاء مسئوليت مگر ملت ما حالا ديگر نشسته آنجا كه يك فانتوم و دو فانتوم كارى انجام بدهد . اين احمقها نفهميدند اين را كه با چهار تا مثلًا سرباز - سربازها كه با اينها موافق نيستند - با چهار نفر از اين درجه دارها مثلًا و امثال اينها مىشود يك مملكت 35 ميليونى كه همه مجهز هستند ، اينها بتوانند فتح كنند . اينها غلط فكر كردند . اينها نفهميدند كه شوروى با همهء قدرتى كه دارد و با همهء ابزارى كه دارد و با همهء سلاحهاى مدرنى كه دارد ، در افغانستان پوزهاش به خاك ماليده شده . در عين حالى كه اينها يك حماقتى است ، منتها بعضى جوانها ، بيچارهها ، نفهمها اينها را وادار مىكنند يك همچو كارى بكنند . يك همچو كارهايى كه همين دو - سه روز مثلًا [ بود ] . خوب ، اينها نمىفهمند كه اگر فرضاً هم شما از پايگاه همدان پا شده بوديد و آمده بوديد و فرض كنيد چند تا جا [ را ] هم كوبيده بوديد ، شما بالاخره بايد زمين هم بياييد يا همان آسمان مىمانيد ؟ ما از اين امور نمىترسيم . ما از قشرهاى خودمان مىترسيم ؛ از خودمان